hidelogo
دانلود پایان نامهپنج شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷

انشا درباره جلسه امتحان صفحه 81 مهارت های نوشتاری نهم - مقاله باز

انشا درباره جلسه امتحان

انشا درباره جلسه امتحان صفحه ۸۱ مهارت های نوشتاری نهم

انشا درباره جلسه امتحان پایه نهم

 

موضوع انشا: جلسه امتحان

صفحه : ۸۱ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

 

همیشه از همون اول که مدرسه میرفتم اسم امتحان که میومد استرس میگرفتم و همین استرس باعث میشد همیشه از امتحاناتم نتیجه خوبی نگیرم.

نمیدونم چرا با اینکه آدم تنبلی نبودم و همیشه اماده سرجلسه میرفتم ولی باز هم این مشکل رو داشتم.
به هرکی هم میگفتم که این مشکلو دارم یا منو مسخره میکردن و یا میگفتن دروغ میگم. میگفتن مگه میشه ادم درس بخونه و نتونه جواب بده تا اینکه تصمیم گرفتم این موضوع را با پدرم درمیان بگذارم، وقتی بهش گفتم ازم ناراحت شد و گفت چرا تا به الان چیزی نگفتی و بعدش گفت حالا هم عیبی نداره منم این مشکلو داشتم و پدرم سنگ شانسی بهم داده بود که قدرت جادویی داره و استرس را ازم دور میکنه و من الان به تو میدم.

باشوق و ذوق سنگ رو از پدرم گرفتم
و حسابی بوسش کردم.
بالاخره روزه امتحان اومد سنگ رو تو جیبم گذاشتم و با شادی و بدون استرس به سمته جلسه امتحان رفتم و در کمال ناباوری همین که برگه اومد جلوم همه رو نوشتم، زودتر از بقیه برگمو تحویل دادم و به سرعت به خونه رفتم و از پدرم تشکر کردم. پدرم گفت من که کاری نکردم همش زحمته خودت بوده ولی من گفتم نه همش بخاطره سنگی که شما به من دادی تونستم موفق بشم و او فقط خندید، و این ماجرا همچنان ادامه داشت تا امتحان اخر، پدرم ازم خواست تا جلسه امتحان با من بیاد، منم با خوشحالی قبول کردم.

وقتی رسیدیم قبله اینکه من وارد اتاق بشم
پدرم ازم خواست سنگ را بهش برگردونم منم با نگرانی گفتم
چرا و خواهش کردم که امروز اخرین روزه و اجازه بده واسه اخرین امتحانم همراهم باشه،
پدرم لبخندی زد و گفت احتیاجی نیست این فقط یه سنگه معمولیه و من فقط میخواستم با استفاده ازین اعتماد به نفستو بهت برگردونم و الان اینو بدون پسرم که تمامه امتحاناتت کاره خودت بوده و این سنگ نقشی نداشته پس برو با اعتماد داشتن به خودت اخرین امتحانت رو بده و منو به سمته جلسه امتحان راهنمایی کرد، من هنوز با بهت و حیرت به حرفهای پدرم فکر میکردم که یهو مراقب برگه امتحانی را جلوم گذاشت و سعی کردم خونسردیمو حفظ کنم و به سوالات فکر کنم و خیلی جالب بود استرسی نداشتم و راحت امتحانمو دادم.

نتیجه گیری

چقد خوب میشه که همیشه به خودت اعتماد داشته باشی و اینو باور داشته باشی که از عهده هرکاری برمیای،

حتی اگه در کاری شکست خوردی دوباره با اعتماد کردن به خودت، خودت رو نبازی و به راهت ادامه بدی و خودت رو محتاج و وابسته هیچ شی یا شخصی جز خدا قرار ندی و ایمان داشته باشی که اول به خدا و بعد به خودت ایمان داشته باشی و اعتماد.

 

 

 

این مطلب اختصاصی بوده و کپی برداری از آن و گذاشتن
در سایت های دیگر بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

نظرات و ارسال نظر