hidelogo
دانلود پایان نامهشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷

انشا درباره ماهی در حوض قالی – مقاله باز

انشا درباره ماهی در حوض قالی

انشا درباره ماهی در حوض قالی صفحه ۵۵ مهارت های نوشتاری نهم

 

 

ماهی در حوض قالی

 

 

موضوع انشا : ماهی در حوض قالی

صفحه : ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

 

 

مقدمه :

زندگی انسانها میگذرد بی آنکه انسان متوجه شود گذر زمان او را شکسته تر و باتجربه تر میکند.
زندگی با یادگاری های بزرگتر ها میتواند زیباتر شود و میتوان با نگاه به یادگاری ها به زندگی امید و امیدواری داد به خود و به بقیه.

تنه :

یادش بخیر خونه مادربزرگ که وارد میشدیم بعد از گذشت از درختان سربه فلک کشیده که پر از میوه بودند به حوض کوچک و دوست داشتنی اش میرسیدی که همیشه آبی صاف و زلال داشت مه دروت این اب زلال ماهی های قرمزی شناور بودند.
چه صحنه ای زیباتر ازین منظره زیبا، حوض کوچکی که وقتی درونش نگاه مینداختی سرشار از زندگی بود، سرشار از مهربانی هایی که مادربزرگ برای این ماهی های زیبا داشت.
خیلی مهربان بود ولی هرگز اجازه نمیداد به ماهی ها دست بزنیم.
صدایم میزند و از من میخواهد که به داخل بروم و کنارش بنشینم میروم، همینطور که قربان صذقه ام میرفت از خجالت سرم را پایین انداختم وای خدایا چه میدیدم قالی که تصویر آن ماهی های قرمز درون حوض بر روی قالی نقش بسته است.
چرا من تا به امروز این را ندیده ام. وقتی از مادربزرگ سوال کردم گفت که جهیزیه عروسیش است و از آن زمان دارد.
به ماهی های درون حوض دستی میکشیم چه هنرمندانه تصویرش حک شده است و چه زیباست.
با لبخند نگاهم میکند و میگوید اجازه اش را داری هرچقد که میخواهی آن را در دست بگیری
، چشمهایم را میبندم و خود را کنار حوض تصور میکنم. حوضی که با اب زلالی پر شده است و رنوی به رنگ اسمان دارد ماهی های قرمز در ان به اطراف شنا میکنند دست درون اب میکنم و با خنده آب را به اطراف میپاشم با صدای مادربزرگ از فکر بیرون میایم و می‌گوید اگه از ان قالی خوشت می‌آید دوست دارم ان را به عنوان یادگاری به تو بدهم تاهروقت نگاهی به آن می‌اندازی یادم کنی با خوشحالی قبول می‌کنم و سرمست ازین هدیه زیبا به خانه برمی‌گردم.
بعد از گذشت چندسال هنوز هم تصویر قالی همانطور زیبا و با زندگی پابرجاست و ماهی های در حوض قالی نیز شاداب و سرزنده هستند ولی افسوس که مادربزرگ نیست.
به یادش دستی بر ماهی در حوض قالی میزنم و فاتحه ای برای شادی روحش میفرستم بی شک او نیز همینجاست و به من و این تصویر لبخند میزند.

 

 

این مطلب اختصاصی بوده و کپی برداری از آن و انتشار در سایت های دیگر
بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نظرات و ارسال نظر