hidelogo
دانلود پایان نامهجمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷

بازنویسی حکایت صفحه 34 پایه نهم – مقاله باز

بازنویسی حکایت صفحه ۳۴ پایه نهم

بازنویسی حکایت صفحه ۳۴ مهارت های نوشتاری نهم

 

دزدی

 

 

موضوع انشا : دزدی پیراهنی را دزدید

صفحه : ۳۴ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

 

بازنویسی حکایت صفحه ۳۴ پایه نهم

 

 

روزی روزگاری مردی به قصد دزدی به بازار رفت و بعد از کلی گشت و گذار در بازار توانست از مغازه ای که خیلی شلوغ بود
و فروشنده حواسش نبود پیراهنی را بدزدد و سریع از مغازه دور شد.
از ترسه اینکه برای فروش گیر بیفتد و کسی اورا بشناسد
تصمیم گرفت به خانه برود و از پسرش بخواهد که پیراهن را بیاورد.
پس با خوشحالی به سمته خانه اش رفت و بخاطره اینکه همسرش متوجه موضوع نشود به آرامی از پسرش خواست تا به سمتش برود.
پسر نزد پدرش رفت و مرد پیراهن را به پسرش داد و از او خواست تا پیراهن را به بازار ببرد و به قیمتی مناسب بفروشد.
پسر که ازین تقاضای پدرش متعجب بود با اجبار قبول کرد و به سمته بازار رفت.
به داخله مغازه ای رفت و از فروشنده خواست تا پیراهن را از او بخرد
ولی فروشنده قبول نکرد از قضا شخصی که برای خرید به مغازه امد حرفهای انها را شنید
و بعد از اینکه پسر از مغازه بیرون رفت پیراهن را از دستش کشید و فرار کرد.
پسر از اتفاق افتاده شوکه شده بود و به ناچار به منزل برگشت
وقتی به خانه رسید پدرش سوال کرد که پولی که از فروش پیراهن بدست آوردی چقدر است.
پسر در جوابش گفت که همانطور که تو آنرا از کسی دزدی همان طور هم شخصی آن را از من دزدید.
به راستی که دست بالای دست بسیار است.

 

 

این مطلب اختصاصی بوده و کپی برداری از آن و انتشار در سایت های دیگر
بدون ذکر منبع پیگرد قانونی دارد.

نظرات و ارسال نظر